ترجمه "grams" به فارسی
گرم ترجمه "grams" به فارسی است.
grams
noun
دستور زبان
Plural form of gram. [..]
-
گرم
nounA friend of mine gave me a gram or whatever.
يکي از دوستام حدود 1 گرم بهم داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grams " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grams" با ترجمه به فارسی
-
(واحد وزن) گرم (که معادل یک بیست و هشتم اونس یا معادل وزن یک سانتیمتر مکعب آب مقطر به حرارت چهار درجه ی سانتیگراداست) · (گیاه شناسی) هر یک از گیاهان تیره ی نخود که به عنوان علوفه به کار می رود (به ویژه خلر) · - نگاشت [telegram] · نخود · نگاره · پسوند: (اسم ساز) نوشتن · گرم · یک هزارم کیلوگرم (مخفف آن : g یا gm)
-
(ترکیزه شناسی) وابسته به ترکیزه ی گرم منفی (باکتری های گرم منفی در اثر الکل رنگ بنفش کریستال را از دست داده و رنگ قرمز به خود می گیرند) (رجوع شود به Gram's method)
-
لوبیای آبگوشتی
-
لوبیای آبگوشتی
-
باکتریهای گرم مثبت
-
نخود بنگالي · نخودهاي رسمی · نخودهای ایرانی
-
(ترکیزه شناسی) وابسته به ترکیزه ی گرم مثبت (باکتری های گرم مثبت رنگ بنفش کریستال را به خود گرفته و در اثر الکل آن را ازدست نمی دهند و از این رو بنفش دیده می شوند) (رجوع شود به Gram's method)
-
لوبیای هندی · ماش سياه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن