ترجمه "granitic" به فارسی

خارادار, سخت, خارایی :خارامانند بهترین ترجمه های "granitic" به فارسی هستند.

granitic adjective دستور زبان

Of, pertaining to, or containing granite. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خارادار

  • سخت

    adjective

    My new teeth were sharper against my granite skin than my human teeth had been against my soft human lips.

    دندانهای تیز جدیدم سخت تر روی لبهای سنگیام فشار میآوردند تا دندانهای انسانیام که روی لبهای نرمم کشیده میشدند.

  • خارایی :خارامانند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " granitic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "granitic" با ترجمه به فارسی

  • خاکهای گرانیتی
  • خارادار · خارایی :خارامانند
  • استحکام · خارا، سنگ خارا، سنگ آذرین، خار، خاره · سنگ خارا · محکم و بادوام · هر چیز سخت · گرانیت
  • استحکام · خارا، سنگ خارا، سنگ آذرین، خار، خاره · سنگ خارا · محکم و بادوام · هر چیز سخت · گرانیت
  • استحکام · خارا، سنگ خارا، سنگ آذرین، خار، خاره · سنگ خارا · محکم و بادوام · هر چیز سخت · گرانیت
اضافه کردن

ترجمه های "granitic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه