ترجمه "granted" به فارسی

بر فرض این که, مبتلا, معلوم بهترین ترجمه های "granted" به فارسی هستند.

granted adverb adjective verb adposition دستور زبان

Simple past tense and past participle of grant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بر فرض این که

  • مبتلا

    adjective

    Granted, even in such a family, some children do not suffer from those diseases, but they still may be carriers.

    البته در چنین خانوادهای همه به این بیماری مبتلا نمیشوند ولی میتوانند ناقل آن باشند.

  • معلوم

    adjective

    i wouldn't have been granted an audience with you just now

    معلوم نبود که با شما در اينجا ملاقات داشته باشم

  • ترجمه های کمتر

    • معین
    • گیریم که
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " granted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "granted" با ترجمه به فارسی

  • او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
  • پرداخت وام با بهره کم
  • قدر (چیزی) را ندانستن
  • بورس تحصيلي · کمکهزینههای آموزشی
  • سر فردریک گرانت بانتینگ (پزشک کانادایی و یکی از دو کاشف انسولین)
  • اعطاء
  • (امریکا) تخصیص بودجه از سوی دولت فدرال برای خرج به صلاحدید دولت ایالتی یا محلی · اعتبار مالی بی قید و شرط
  • بودجه ای که دولت فدرال در اختیار ایالت ها قرار می دهد (یا توسط بنیادهای مختلف به اشخاص داده می شود) تا به مصرف پروژه ی بخصوصی برسد · کمک مالی مشروط
اضافه کردن

ترجمه های "granted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه