ترجمه "granular" به فارسی
اردی, ریگناک, حبه مانند بهترین ترجمه های "granular" به فارسی هستند.
granular
adjective
دستور زبان
Consisting of, or resembling, granules or grains; as, a granular substance. Grainy. Granular limestone, crystalline limestone, or marble, having a granular structure. [..]
-
اردی
adjective -
ریگناک
-
حبه مانند
-
ترجمه های کمتر
- دارای رویه ی زبر
- دانه ای
- دانه دار
- دانه دانه
- دانه مانند
- سنباده مانند
- شامل دانه یا حبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " granular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "granular" با ترجمه به فارسی
-
دانه دانه بودن
-
برف یخ زده (برفی که کمی آب شده ودوباره یخ بسته است) · یخدانه (نوعی برف که از ذرات منجمد آب تشکیل شده و مثل برف پولک شکل و پنبه مانند نیست)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن