ترجمه "graphite" به فارسی
گرافیت, سرب, سرب سیاه بهترین ترجمه های "graphite" به فارسی هستند.
graphite
noun
دستور زبان
An allotrope of carbon consisting of planes of carbon atoms arranged in hexagonal arrays with the planes stacked loosely that is used as a dry lubricant and in "lead" pencils. [..]
-
گرافیت
nounallotrope of carbon, mineral, substance
Even inside the graphite case, absolutely no more collision.
.اینطوری بهمون در واقع داری لطف میکنی حتی درون مورد گرافیت
-
سرب
noun -
سرب سیاه
noun -
گرافیت (کاربن طبیعی که نرم و سیاه و براق بوده و در مغز مداد و صنعت کاربرد دارد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " graphite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Graphite
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Graphite" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Graphite در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "graphite" با ترجمه به فارسی
-
بمب گرافیتی
-
تبدیل به گرافیت کردن (معمولا از راه گرما دادن) · دارای گرافیت کردن
-
گرافیتی
-
گرافیتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن