ترجمه "graphitic" به فارسی
گرافیتی ترجمه "graphitic" به فارسی است.
graphitic
adjective
of, relating to, resembling, or having the structure of graphite [..]
-
گرافیتی
nounYeah, graphite scanner, like the ones airports use to search for chemical explosives.
چرا ، اسکنر گرافیتی ، درست مثل اونایی که فرودگاه ها ازش استفاده می کنن... تا دنبال مواد منفجره ی شیمیایی بگردن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " graphitic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "graphitic" با ترجمه به فارسی
-
بمب گرافیتی
-
تبدیل به گرافیت کردن (معمولا از راه گرما دادن) · دارای گرافیت کردن
-
سرب · سرب سیاه · گرافیت · گرافیت (کاربن طبیعی که نرم و سیاه و براق بوده و در مغز مداد و صنعت کاربرد دارد)
-
سرب · سرب سیاه · گرافیت · گرافیت (کاربن طبیعی که نرم و سیاه و براق بوده و در مغز مداد و صنعت کاربرد دارد)
-
سرب · سرب سیاه · گرافیت · گرافیت (کاربن طبیعی که نرم و سیاه و براق بوده و در مغز مداد و صنعت کاربرد دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن