ترجمه "grass widow" به فارسی
(گویش های محلی) معشوقه ی ترک شده, زنی که از شوهر جدا شده یا طلاق گرفته, زنی که شوهرش سفررفته بهترین ترجمه های "grass widow" به فارسی هستند.
grass widow
noun
دستور زبان
(idiomatic) A married woman whose husband is away. [..]
-
(گویش های محلی) معشوقه ی ترک شده
-
زنی که از شوهر جدا شده یا طلاق گرفته
-
زنی که شوهرش سفررفته
-
مادر بچه ی حرامزاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grass widow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grass widow" با ترجمه به فارسی
-
مرد بیوه · مردی که از زنش جدا شده و یا او را طلاق داده است · مردی که زنش اغلب از منزل بیرون است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن