ترجمه "grassland" به فارسی

علفزار, واشزار, چمنزار بهترین ترجمه های "grassland" به فارسی هستند.

grassland noun دستور زبان

An area dominated by grass or grasslike vegetation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علفزار

    an area dominated by grass or grasslike vegetation

    So on this bit of grassland, we'll do it, but just in the foreground.

    ما اینكار را در بخش كوچكی از این علفزار آغاز كردیم

  • واشزار

    an area dominated by grass or grasslike vegetation

  • چمنزار

    areas where the vegetation is dominated by grasses (Poaceae)

    built in its hollow of smooth grassland and mossy lawns

    چمنزار زمردین اطراف و آسمان نیلگون مقابل ما که قصر با شکوه خانوادگی دووینتر را عظیمتر و اسرار تر جلوه میداد برابرم خودنمایی میکرد.

  • ترجمه های کمتر

    • چراگاه
    • چمن
    • مرغزار
    • گیاهستان
    • (بیشتر در جمع) سرزمین پوشیده از علف
    • مرغ فلات
    • واس زار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grassland " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "grassland"

عباراتی شبیه به "grassland" با ترجمه به فارسی

  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • خاكهاي چراگاه · خاكهاي چمنزار · خاكهاي چمني · خاکهای علفزار
  • مديريت مرتع · مديريت چراگاه · مدیریت علفزار
  • چمنزارهای معتدل، ساوانا و درختچه
  • علفزارهای کوهی
اضافه کردن

ترجمه های "grassland" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه