ترجمه "grasslands" به فارسی

علفزارها, علفزارهاي دائمي, علفزارهاي زير كشت بهترین ترجمه های "grasslands" به فارسی هستند.

grasslands noun

Plural form of grassland. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علفزارها

    The Kishon River wound through the flat grassland, leading out to the Great Sea by Mount Carmel.

    رود قیشون با پیچ و خم فراوان از میان علفزارها گذشته، نزدیک کوه کَرمِل به دریای مدیترانه میریخت.

  • علفزارهاي دائمي

  • علفزارهاي زير كشت

  • علفزارهاي طبيعي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grasslands " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "grasslands" با ترجمه به فارسی

  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • خاكهاي چراگاه · خاكهاي چمنزار · خاكهاي چمني · خاکهای علفزار
  • (بیشتر در جمع) سرزمین پوشیده از علف · علفزار · مرغ فلات · مرغزار · واس زار · واشزار · چراگاه · چمن · چمنزار · گیاهستان
  • مديريت مرتع · مديريت چراگاه · مدیریت علفزار
  • چمنزارهای معتدل، ساوانا و درختچه
  • علفزارهای کوهی
اضافه کردن

ترجمه های "grasslands" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه