ترجمه "graveness" به فارسی

وقار, سنگینی, سختی بهترین ترجمه های "graveness" به فارسی هستند.

graveness noun دستور زبان

The state of being grave; gravity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وقار

    And Combeferre restricted himself to replying with a grave smile.

    و کونبوفر فقط با لبخندی وقار آمیز در جوابش میگفت

  • سنگینی

    noun

    threw into more sombre shadow a dark yew tree with graves beneath it.

    سپس در میان سایه سنگینی که یک درخت سرخه دار بر روی قبرها افکنده بود ناپدید میشد.

  • سختی

  • ترجمه های کمتر

    • شدت
    • دشواری وضع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " graveness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "graveness" با ترجمه به فارسی

  • گورستان
  • پس از مرگ
  • قلمزن
  • گور دسته جمعي · گور دستهجمعی
  • کفن
  • آرامگاه يادبود
  • جایگیر · منقوش ساختن · نشاندن · نقش کردن · کندن
  • روبرت گریوز (شاعر و رمان نویس انگلیسی) · شراب گراو (به رنگ سفید یا قرمز که از ناحیه ی بوردو در جنوب غربی فرانسه به دست می آید)
اضافه کردن

ترجمه های "graveness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه