ترجمه "gravy" به فارسی
مرق, یخنی, (خودمانی) پول باد آورده بهترین ترجمه های "gravy" به فارسی هستند.
gravy
noun
دستور زبان
(uncountable) A thick sauce made from the fat or juices that come out from meat or vegetables as they are being cooked. [..]
-
مرق
nounsauce
-
یخنی
nounsauce
-
(خودمانی) پول باد آورده
-
ترجمه های کمتر
- آب گوشت (که در اثر پختن گوشت حاصل شود)
- درآمد غیر منتظره
- درآمد پیش بینی نشده
- سس گریوی
- سود اضافی
- عصاره ی گوشت
- پول نامشروع
- گریوی (سسی که از آمیختن آب گوشت و آرد و ادویه درست می شود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gravy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gravy"
عباراتی شبیه به "gravy" با ترجمه به فارسی
-
ظرف سس (که به شکل قایق است) · قایق · کشتی کوچک
-
(پزشکی) سستی ماهیچه های صورت · سستی ماهیچه · میاستنی گراویس
-
قایق · کشتی کوچک
-
مشاغل سودآور از راه نادرست
-
(خوارک پزی) آمیزه ای از آب گوشت خوک و آرد و کمی قهوه که چاشنی خوراک می کنند
-
(آمریکا - خودمانی) منبع درآمد بی زحمت · پول مفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن