ترجمه "graze" به فارسی

چرا, چریدن, خراش بهترین ترجمه های "graze" به فارسی هستند.

graze verb noun دستور زبان

The act of grazing; a scratching or injuring lightly on passing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرا

    noun

    A good horse won't graze in old pasture. Why?

    تو ميدوني چرا يک اسب خوب علف هرز نميخوره ؟

  • چریدن

    verb

    so that you can grow the food to graze the cattle.

    تا بتوانید محصولی را برای چریدن گله پرورش دهید.

  • خراش

    The bullet seemed to have just grazed the skin.

    احتمالاً گلوله کمی پوست سرش را خراش داده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • خراشیدگی
    • چراندن
    • (ارتش) مسیر تراشنده
    • (در مورد گلوله و شمشیر و غیره) خراشیدن
    • (عامیانه) به جای سه وعده غذا تمام روز کم کم خوردن
    • تغذیه کردن
    • تغذیه کردن از
    • تیر تراشنده
    • خوراک را گلچین کردن
    • دام پروری کردن
    • زخم سطحی
    • زخم سطحی زدن
    • علف چری
    • چرا کردن
    • چریدن در
    • گله داری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " graze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "graze" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "graze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه