ترجمه "grazing" به فارسی
چرا, (عامیانه) کم ولی مکرر خوردن, اصلاح بهترین ترجمه های "grazing" به فارسی هستند.
grazing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of graze. [..]
-
چرا
nounmethod of feeding in which a herbivore feeds on plants (grasses, or other multicellular organisms such as algae); (in agriculture) method used whereby domestic livestock are used to convert grass and other forage into meat, milk and other products
the cute camels dispersed singly over the plain, filling themselves with the wonderful grazing.
و شترها در سراسر دشت متفرق گشته، در مراتع پربار آن مش ول چرا بودند.
-
(عامیانه) کم ولی مکرر خوردن
-
اصلاح
noun
-
ترجمه های کمتر
- علف چری
- علفزار
- چرانيدن
- چراگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grazing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grazing" با ترجمه به فارسی
-
تغذيه چراگاهي · مديريت چرا · نظامهای چرا · چرای انتخابی
-
چراي فرعي · چراي محدود · چرای تحت کنترل
-
چرای جنگلی
-
جلگه سبز · مرتع · چراگاه
-
چرای نواری
-
شدت چرا · ظرفيت چرا
-
چرای پیوسته
-
چرای مقید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن