ترجمه "greasiness" به فارسی
چربی, حالت روغنی, مانندگی به روغن بهترین ترجمه های "greasiness" به فارسی هستند.
greasiness
noun
دستور زبان
The state of being greasy [..]
-
چربی
nounEach of them took a greasy metal tray from a pile at the end of the counter.
هرکدام سینی فلزی چربی که روی هم انبار شده بود، از لبهی پیشخوان برداشتند.
-
حالت روغنی
-
مانندگی به روغن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " greasiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "greasiness" با ترجمه به فارسی
-
روغن دار · روغن مالی شده · روغنی · لیز · پرروغن · چرب · گریس دار · گریس مانند
-
(آمریکا) رستوران کوچک و کثیف · رستوران محقر و ارزان
-
روغن دار · روغن مالی شده · روغنی · لیز · پرروغن · چرب · گریس دار · گریس مانند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن