ترجمه "gremlin" به فارسی
جن, گرملین, وصله بهترین ترجمه های "gremlin" به فارسی هستند.
gremlin
noun
دستور زبان
A mythical creature reputed to be mechanically inclined and mischievously inclined to damage or dismantle machinery. [..]
-
جن
nounThere's a gremlin on the side of the bus!
اتوو باید یه کاری بکنی یه جن رو کناره ی اتوبوسه!
-
گرملین
folkloric creature
-
وصله
noun
-
ترجمه های کمتر
- پری
- گرملین (موجود جن مانند خیالی و کوچکی که به شوخی گفته می شود باعث خراب شدن هواپیماها و به هم خوردن کارهاست)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gremlin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن