ترجمه "griddle" به فارسی

روی صفحه ی فلزی پختن, صفحه ی صاف فلزی یا ماهیتابه ی چدنی (برای پختن نان و پنکیک و غیره) بهترین ترجمه های "griddle" به فارسی هستند.

griddle verb noun دستور زبان

A flat plate of metal used for cooking. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روی صفحه ی فلزی پختن

  • صفحه ی صاف فلزی یا ماهیتابه ی چدنی (برای پختن نان و پنکیک و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " griddle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "griddle"

اضافه کردن

ترجمه های "griddle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه