ترجمه "gridlock" به فارسی

راهبندان, (راهنمایی و رانندگی) راه بندان, شاخ به شاخی ماشین ها بهترین ترجمه های "gridlock" به فارسی هستند.

gridlock verb noun دستور زبان

A condition of total, interlocking traffic congestion on the streets or highways of a crowded city, in which no one can move because everyone is in someone else's way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهبندان

    traffic congestion

  • (راهنمایی و رانندگی) راه بندان

  • شاخ به شاخی ماشین ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gridlock " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gridlock" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه