ترجمه "grievance" به فارسی
شکایت, رنج, گله بهترین ترجمه های "grievance" به فارسی هستند.
grievance
noun
دستور زبان
(countable) something which causes grief [..]
-
شکایت
nounAnother grievance in the towns was in the matter of law.
شکایت دیگری که شهرنشینان داشتند از وضع قانون بود.
-
رنج
-
گله
nounMrs. Bennet had many grievances to relate, and much to complain of.
خانم بـنتکـلی حرفهای غمانگیز داشتکه بزند، و کلی هم گله و شکـایت.
-
ترجمه های کمتر
- کینه
- تظلم
- غبطه
- لج
- (حقوق) شکوائیه
- (مهجور) صدمه زنی
- بی میلی
- خواسته های شغلی
- شکایت نامه
- علت صدمه یا مشقت
- علت نارضایتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grievance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Grievance
-
شکایت شغلی
عباراتی شبیه به "grievance" با ترجمه به فارسی
-
کمیته ی مامور بررسی به شکایات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن