ترجمه "grievous" به فارسی
شديد, ناگوار, فجیع بهترین ترجمه های "grievous" به فارسی هستند.
grievous
adjective
دستور زبان
Causing grief, pain or sorrow [..]
-
شديد
Ron had been sentenced to three years in prison for grievous bodily harm.
ران به جرم کتک کاري شديد ، به سه سال زندان محکوم شده بود
-
ناگوار
And what about those grievous personality conflicts we occasionally experience with someone in the congregation?
یکی از مشکلات ناگوار دیگر اختلافاتی است که به دلیل تفاوت شخصیتی در جماعت روی میدهد.
-
فجیع
-
ترجمه های کمتر
- بزرگ
- دلخراش
- سخت
- تاثرآور
- جانخراش
- فاحش
- سهمگین
- زننده
- خطرناک
- اندوه آور
- حاکی از اندوه شدید
- حاکی از درد و الم
- حزن آور
- طاقت فرسا
- غم انگیز
- غیر قابل تحمل
- چشمگیر (از نظر بد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grievous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن