ترجمه "griff" به فارسی

نوچه, چنگال, پنجه بهترین ترجمه های "griff" به فارسی هستند.

griff noun دستور زبان

(India) griffin, (white) newcomer [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوچه

  • چنگال

    noun
  • پنجه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اروپایی تازه رسیده
    • تازه کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " griff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "griff" با ترجمه به فارسی

  • (معماری ) بر جستگی پنجه ای شکل ته ستون
اضافه کردن

ترجمه های "griff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه