ترجمه "grieving" به فارسی

داغدیده, محروم بهترین ترجمه های "grieving" به فارسی هستند.

grieving noun adjective verb دستور زبان

Present participle of grieve. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داغدیده

    adjective

    Do not pressure them to stop grieving: ‘There, there, now, don’t cry,’ we may want to say.

    اصرار نورزید که نباید غصه بخورند: شاید بخواهیم به شخص داغدیده بگوییم، ‹آرام باش، آرام باش، گریه نکن.›

  • محروم

    adjective

    Or is he, rather, running the risk of grieving God’s spirit and losing out on this gift?

    یا اینکه وی روح خدا را محزون نموده خود را از این عطیهٔ الٰهی محروم ساخته است؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grieving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grieving
+ اضافه کردن

"Grieving" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grieving در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "grieving" با ترجمه به فارسی

  • اندوهیدن · سوگوار کردن یا بودن · عزا گرفتن · غصه خوردن · غمگین شدن یا کردن · ماتم گرفتن · متاسف کردن · محزون شدن · ناراحت کردن
  • متاثر شده
  • متاثر شده
اضافه کردن

ترجمه های "grieving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه