ترجمه "groan" به فارسی

نالیدن, ناله, غژغژ بهترین ترجمه های "groan" به فارسی هستند.

groan verb noun دستور زبان

A low, mournful sound uttered in pain or grief. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نالیدن

    verb

    to make a groan

    half groan, half scream,

    نیمی نالیدن٬ نیمی جیغ کشیدن٬

  • ناله

    noun

    sound

    She heard the stairs groan and she got softly to her feet.

    ناله پلهها و صدای پای آرام مامی به گوش میرسید.

  • غژغژ

  • ترجمه های کمتر

    • زنجیدن
    • لاییدن
    • نالش
    • خروشیدن
    • خروش
    • (از شدت درد یا خشم و غیره) غریدن
    • (با under) جور کشیدن
    • (صدا) هوم
    • اعتراض کردن
    • با آه و ناله گفتن
    • با ناله گفتن
    • ستم دیدن
    • شکایت کردن
    • صدای سایش و خراش
    • غرغر کردن
    • ناله کردن
    • هوم کردن
    • هوم گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " groan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "groan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه