ترجمه "grocery" به فارسی
بقالی, خواربار, خواربارفروشی بهترین ترجمه های "grocery" به فارسی هستند.
grocery
noun
دستور زبان
Retail foodstuffs and other household supplies. [..]
-
بقالی
nounshop or store that sells groceries
I cut a ribbon at the grocery store and signed autographs.
من یه بقالی رو افتتاح کردم و عکس ها رو امضا میکردم.
-
خواربار
nounWell, I knew you were going to the grocery.
خب ، مي دونستم به خواربار فروشي رفتيد
-
خواربارفروشی
It was the largest grocery shop in our town, and by no means a bad one, belonging to some rich merchants.
این مغازه بهترین مغازه خواربارفروشی شهر ما بشمار میرفت
-
ترجمه های کمتر
- (جمع) کالای موجود در بقالی
- خوار بار فروشی
- فروشگاه (مواد خوراکی و نیازهای خانه)
- ماده غذایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grocery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grocery"
عباراتی شبیه به "grocery" با ترجمه به فارسی
-
محصول
-
بقالی · خواربار
-
بقالی
-
بقالی · خواربار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن