ترجمه "groggy" به فارسی
مست تلو تلو خوردن سست, مست, سست بهترین ترجمه های "groggy" به فارسی هستند.
groggy
adjective
دستور زبان
Slowed or weakened, as by drink, sleepiness, etc. [..]
-
مست تلو تلو خوردن سست
adjectiveSlowed or weakened, as by drink, sleepiness, etc.
-
مست
adjectiveso he just seems groggy, you know?
ميدوني ، يه جورايي مست و بيحاله.
-
سست
Dr Clarkson says you'll be groggy for at least a week, maybe longer.
دکتر " کلرکسون " گفتند که حداقل براي يه هفته يا بيشتر سست خواهي بود.
-
ترجمه های کمتر
- (در اثر ضربه و غیره) گیج و لرزان
- (در اثر کم خوابی و غیره) خمود
- (در اصل) مست
- (پایه ی میز و غیره) لق
- بی حال
- بی نا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groggy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "groggy" با ترجمه به فارسی
-
بلاهت · بهت · تخدیر · سستی · مستی · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن