ترجمه "grommet" به فارسی
چشم, گاودانه, حلقه ی فلزی یا طنابی (که برای محکم سازی دور سوراخ یا مادگی دوخته می شود و بیشتر برای استحکام سوراخ های بادبان های کشتی که طناب یا کابل از آنها رد می شود به کار می رود) بهترین ترجمه های "grommet" به فارسی هستند.
grommet
verb
noun
دستور زبان
A reinforced eyelet, or a small metal or plastic ring used to reinforce an eyelet. [..]
-
چشم
noun -
گاودانه
-
حلقه ی فلزی یا طنابی (که برای محکم سازی دور سوراخ یا مادگی دوخته می شود و بیشتر برای استحکام سوراخ های بادبان های کشتی که طناب یا کابل از آنها رد می شود به کار می رود)
-
ترجمه های کمتر
- دهانه فلزی (روی چرم و پارچه و غیره)
- سوراخ فلزی که روی کیف چرمی (و غیره) وجود دارد
- مادگی دور دوزی شده
- مادگی مستحکم شده با حلقه ی فلزی
- چشم کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grommet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grommet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن