ترجمه "grooming" به فارسی

تربیت, پرورش بهترین ترجمه های "grooming" به فارسی هستند.

grooming noun verb دستور زبان

Present participle of groom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تربیت

    noun
  • پرورش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grooming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grooming
+ اضافه کردن

"Grooming" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grooming در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "grooming" با ترجمه به فارسی

  • خوب مهتری شده · خوب نگهداری شده · خوش لباس · مرتب و منظم
  • نتسار آ یصخش
  • نامزد
  • (اسب و سگ و غیره) تیمار کردن · (برای شغل یا هدف ویژه ای) آماده کردن · (قدیمی) نوکر · (مرد یا پسر بچه) متصدی اسب ها · آراستن · آرایش کردن · اسب دار · تمیز و آراسته کردن · تیمار کردن · داماد · داماد شدن · ستوربان · صاحب منصب دربار انگلیس · قشو زدن · مرد · مهتر · مهتری کردن · نامزد
  • (اسب و سگ و غیره) تیمار کردن · (برای شغل یا هدف ویژه ای) آماده کردن · (قدیمی) نوکر · (مرد یا پسر بچه) متصدی اسب ها · آراستن · آرایش کردن · اسب دار · تمیز و آراسته کردن · تیمار کردن · داماد · داماد شدن · ستوربان · صاحب منصب دربار انگلیس · قشو زدن · مرد · مهتر · مهتری کردن · نامزد
  • خوب مهتری شده · خوب نگهداری شده · خوش لباس · مرتب و منظم
  • (اسب و سگ و غیره) تیمار کردن · (برای شغل یا هدف ویژه ای) آماده کردن · (قدیمی) نوکر · (مرد یا پسر بچه) متصدی اسب ها · آراستن · آرایش کردن · اسب دار · تمیز و آراسته کردن · تیمار کردن · داماد · داماد شدن · ستوربان · صاحب منصب دربار انگلیس · قشو زدن · مرد · مهتر · مهتری کردن · نامزد
اضافه کردن

ترجمه های "grooming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه