ترجمه "groom" به فارسی
مهتر, مرد, داماد بهترین ترجمه های "groom" به فارسی هستند.
groom
verb
noun
دستور زبان
A man who is about to become or has recently become part of a married couple. Short form of bridegroom. [..]
-
مهتر
nounIt was the voice of the groom, trying to wake him.
این صدای مهتر بود که پییر را بیدار میکرد.
-
مرد
nounSince I was a child, I've been groomed to be ever the best.
از زماني که من بچه بودم ، من همواره بهترين مرد بودم
-
داماد
nounI have booked the honeymoon suite for the bride and groom.
من واسه ماه عسل عروس داماد یه سوئیت رزرو کردم.
-
ترجمه های کمتر
- نامزد
- ستوربان
- آراستن
- (اسب و سگ و غیره) تیمار کردن
- (برای شغل یا هدف ویژه ای) آماده کردن
- (قدیمی) نوکر
- (مرد یا پسر بچه) متصدی اسب ها
- آرایش کردن
- اسب دار
- تمیز و آراسته کردن
- تیمار کردن
- داماد شدن
- صاحب منصب دربار انگلیس
- قشو زدن
- مهتری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "groom" با ترجمه به فارسی
-
خوب مهتری شده · خوب نگهداری شده · خوش لباس · مرتب و منظم
-
نتسار آ یصخش
-
تربیت · پرورش
-
نامزد
-
تربیت · پرورش
-
خوب مهتری شده · خوب نگهداری شده · خوش لباس · مرتب و منظم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن