ترجمه "groove" به فارسی

شیار, خط انداختن, عادت بهترین ترجمه های "groove" به فارسی هستند.

groove verb noun دستور زبان

A long, narrow channel or depression; e.g., such a slot cut into a hard material to provide a location for an engineering component, a tyre groove, or a geological channel or depression. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیار

    noun

    Harry dug his fingernails into the groove that ran all the way around it and prised it open.

    هری ناخنهایش را در شیار دورتادور آن فرو کرده و در آن را گشود.

  • خط انداختن

    verb
  • عادت

    noun

    All right, I think I'm getting into a groove here.

    خیلی خب ، فک کنم دارم به کار اینجا عادت میکنم

  • ترجمه های کمتر

    • خط
    • شیارک
    • خیاره
    • رزوه
    • شیاریدن
    • ناودانک
    • ناوک
    • ناوه
    • زهوار
    • کانال
    • (خودمانی) تجانس داشتن
    • (خودمانی) یکدلی
    • (سلاح) خان تفنگ (و غیره)
    • (پنجره ی کشویی) ریل
    • (کالبدشناسی) شیار یا درز باریک (استخوان یا عصب و غیره)
    • تجانس و همدردی
    • راه و رسم همیشگی
    • رد جاده
    • شیار زدن
    • شیار کوچک
    • شیاردار کردن
    • شیارک (مثل شیارک های روی صفحه ی گرامافون)
    • شیارک دار کردن
    • عادت زندگی
    • فحل شدن
    • کار یا رفتار روزمره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " groove " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Groove
+ اضافه کردن

"Groove" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Groove در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "groove"

عباراتی شبیه به "groove" با ترجمه به فارسی

  • گروو متال
  • (نجاری) اتصال کام و زبانه
  • (هر یک از دوشیار دنده ی اول سینه : یکی برای شاهرگ اصلی : subclavian artery و دیگری برای ورید اصلی : subclavian vein) شیارزیرچنبری
اضافه کردن

ترجمه های "groove" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه