ترجمه "groundless" به فارسی
غیرمستدل, بی اساس, بی جا بهترین ترجمه های "groundless" به فارسی هستند.
groundless
adjective
دستور زبان
Without any grounds to support it; baseless. [..]
-
غیرمستدل
-
بی اساس
The ledger might prove all of their fears groundless.
با دیدن دفتر شاید به این نتیجه میرسیدند که تمام وحشت و اضطراب آنها بی اساس بوده،
-
بی جا
-
ترجمه های کمتر
- بی دلیل
- بی مجوز
- بی موجب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groundless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "groundless" با ترجمه به فارسی
-
بی اصلی · بیخودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن