ترجمه "groundling" به فارسی
(تئاتر قرون 61 و 71 در انگلیس) تماشاچی ایستاده, آدمی که از نظر سلیقه هنری در سطح پایین است, حیوان زمین زی بهترین ترجمه های "groundling" به فارسی هستند.
groundling
noun
دستور زبان
any of various plants or animals living on or near the ground, as a benthic fish or bottom feeder [..]
-
(تئاتر قرون 61 و 71 در انگلیس) تماشاچی ایستاده
-
آدمی که از نظر سلیقه هنری در سطح پایین است
-
حیوان زمین زی
-
ترجمه های کمتر
- حیوان زمینی
- ماهی ته زی (که در ته دریا و یا دریاچه زیست می کند)
- گیاه خزنده
- گیاه زمینی
- گیاه کوتاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groundling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن