ترجمه "grouping" به فارسی
دسته, دسته بند, گروه بندی بهترین ترجمه های "grouping" به فارسی هستند.
grouping
noun
verb
دستور زبان
A collection of things or people united as a group. [..]
-
دسته
nounThey're washed up They may get the power on, but as a functioning group, they're washed up.
فعال، دی گه وجود ممکنه بتونن برقو وصل کنن ولی به عنوان یه دسته ندارن.
-
دسته بند
-
گروه بندی
-
گروه سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grouping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grouping" با ترجمه به فارسی
-
عضویت گروهی
-
هریک از چندین دسته یا سیستم که در سطح هم چسبگرزای سلول های خون (agglutinogen) موجودند (مانند سیستم ABO) · گروه خون · گروه خون (خونی)
-
گروه بزرگ اختروش
-
خدمات جمعی
-
گروه مواد شیمیایی
-
گروه غذایی
-
گروه امنیت جهانی با میل فعال شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن