ترجمه "grown" به فارسی

اسم مفعول فعل : grow, بالغ, به عمل آمده به طرز مخصوص بهترین ترجمه های "grown" به فارسی هستند.

grown adjective verb دستور زبان

Past participle of grow [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسم مفعول فعل : grow

  • بالغ

    adjective noun

    A grown woman screeching like a cat on a bonfire.

    يه زن بالغ که مثل گربه ي اتش گرفته جيغ ميکشه.

  • به عمل آمده به طرز مخصوص

  • ترجمه های کمتر

    • رسیده
    • رشد کرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "grown" با ترجمه به فارسی

  • رشید، رسیده
  • زیستفراوردهها · فراوردههاي رشد زيستشناختي · فراوردههای رشد آلي · فراوردههای رشد زیستی · فراوردههای زیستی
  • (سبزیجات و میوه) خانگی · محصول خانه
  • بالغ
  • از مد افتاده · باتلاقی · خزه گرفته · قدیمی مسلک · پوشیده شده از خزه
  • زیستفراوردهها · فراوردههاي رشد زيستشناختي · فراوردههای رشد آلي · فراوردههای رشد زیستی · فراوردههای زیستی
  • آدم بالغ · بالغ · بزرگسال · به سن قانونی · رشد کرده · مثل آدم بالغ · وابسته به اشخاص بالغ · وابسته به بزرگسالان
  • (سبزیجات و میوه) خانگی · محصول خانه
اضافه کردن

ترجمه های "grown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه