ترجمه "gruff" به فارسی

گرفته, خشن, خشک بهترین ترجمه های "gruff" به فارسی هستند.

gruff adjective verb دستور زبان

To have a rough, surly, or harsh nature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرفته

    adjective

    and when a gruff voice called out, come in! '

    و موقعی که صدای گرفته و خشنی از داخل جواب داد: بیا تو

  • خشن

    adjective

    Thank you, ma'am,' said a gruff voice behind her

    صدایی خشن در پاسخ شنیده شد: متشکرم مادام!

  • خشک

    adjective

    There was a loud, gruff throat clearing in the doorway.

    صدای بلند و خشک گلو صاف کردن از سمت در آمد.

  • ترجمه های کمتر

    • حاضرجواب
    • پررو
    • گستاخ
    • تند
    • (صدای انسان) خشن
    • رک و بی ادب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gruff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gruff" با ترجمه به فارسی

  • تندی · خشونت · درشتی
اضافه کردن

ترجمه های "gruff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه