ترجمه "guarantee" به فارسی
ضمانت, تعهد, ضمانت کردن بهترین ترجمه های "guarantee" به فارسی هستند.
guarantee
verb
noun
دستور زبان
Anything that assures a certain outcome. [..]
-
ضمانت
nounanything that assures a certain outcome
This TV set has a two year guarantee.
این تلویزیون ضمانت دوساله دارد.
-
تعهد
noun -
ضمانت کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- تضمین
- ضامن
- بیمه
- وثیقه
- تضمین کردن
- قول
- گارانتی
- متعهد
- نشان
- تعهدنامه
- متعهدله
- پابندان
- گرو
- تضمین گیر
- تقبل رسمی
- حتمی کردن
- ضمانت نامه
- قول و قرار
- متعهد شدن
- مراقبت کردن در
- مطمئن ساختن
- وثیقه 0
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guarantee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Guarantee
-
ضمانت
This TV set has a two year guarantee.
این تلویزیون ضمانت دوساله دارد.
-
گارانتی- تضمین
عباراتی شبیه به "guarantee" با ترجمه به فارسی
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
بيمه سرمايهگذاري · ضمانتهای سرمایهگذاری
-
ضمانت نامه پیش پرداخت
-
ضمانت بانکی، تضمین بانکی
-
شرکت تضامنی با مسئولیت محدود
-
حداقل دستمزد
-
تضمین عدم افشای نام
-
بیمه صادرات · ضمانتهاي صادرات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن