ترجمه "guarantor" به فارسی

ضامن, کفیل, تضمین کننده بهترین ترجمه های "guarantor" به فارسی هستند.

guarantor noun دستور زبان

A person, or company, that gives a guarantee. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضامن

    noun

    his guarantor in everything

    بدون هیچگونه تحقیقات ضامن او میشد،

  • کفیل

    noun
  • تضمین کننده

    Cyrus cylinder: guarantor of the Shah.

    لوح کورش: تضمین کننده شاه.

  • ترجمه های کمتر

    • ضمانت کننده
    • متعهد رسمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guarantor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "guarantor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه