ترجمه "guess" به فارسی
حدس, حدس زدن, گمان بهترین ترجمه های "guess" به فارسی هستند.
A prediction about the outcome of something, typically made without factual evidence or support. [..]
-
حدس
nounprediction about the outcome of something
Three guesses where I was yesterday!
سه تا حدس بزنید که دیروز کجا بودم!
-
حدس زدن
verbNo doubt someone who knows how much I like guessing games.
شکي نيست که يه نفر مي دونه چقدر حدس زدن رو دوست دارم.
-
گمان
nounWell, that's what started all the trouble for me, I guess.
گمان کنم مشکلات من از همین جا شروع شد.
-
ترجمه های کمتر
- فرض
- تخمین
- تخمین زدن
- تصور
- ظن
- فهمیدن
- پنداشتن
- شمردن
- اظهار نظر کردن
- برآورد تقریبی کردن
- براورد کردن
- تصور کردن
- داوری ناشی از حدس و قیاس
- فرض کردن
- پی بردن
- گمان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guess " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Guess (clothing)
"Guess" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Guess در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "guess" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - تصمیم یا طرح یا عمل کسی را) پس از انجام مورد حدس و قیاس قرار دادن · از دور دست بر آتش داشتن · بیرون گود ایستادن
-
تخمین · حدس · ظن · فرض · گمان
-
تخمین · حدس · ظن · فرض · گمان