ترجمه "guidance" به فارسی

راهنمایی, هدایت, راهنما بهترین ترجمه های "guidance" به فارسی هستند.

guidance noun دستور زبان

the act or process of guiding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهنمایی

    noun

    There's a lot of guidance in ancient wisdom for this kind of empathy.

    راهنمایی های بسیاری در متون باستانی درباره این نوع هم دردی هست.

  • هدایت

    noun

    You are fortunate to have had in your youth the help and guidance of such a man.

    تو از به دست آوردن یاوری و هدایت چنین مردی در ابتدای جوانی بسیار خوشبخت بودهای.

  • راهنما

    noun

    I assume to receive guidance on how we govern.

    حدث مي زنم راهنمايي هايي براي چگونگي کنترل حکومت دارند.

  • ترجمه های کمتر

    • مشورت
    • رهبری
    • رهنمود
    • رهنمون
    • ارشاد
    • مشاوره
    • اندرز
    • رایزنی
    • کنکاش
    • سرپرستی
    • (دستگاه) هدایت (در موشک و هواپیما و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guidance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "guidance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "guidance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه