ترجمه "guilt" به فارسی

جرم, گناه, بزه بهترین ترجمه های "guilt" به فارسی هستند.

guilt verb noun دستور زبان

Responsibility for wrongdoing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جرم

    noun

    responsibility for wrongdoing [..]

    That sounds like an admission of guilt, Counselor.

    اين به نظر اقرار به جرم مياد ، آقاي وکيل.

  • گناه

    noun

    Tom found living with the guilt for what he had done, almost unbearable.

    زندگی با احساس گناه ناشی از کاری که کرده بود، برای تام تقریبا غیر قابل تحمل بود.

  • بزه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مرج
    • تقصیر
    • خَزده
    • گناهکاری
    • محکومیت
    • معصیت
    • مجرم بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guilt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "guilt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "guilt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه