ترجمه "guiltless" به فارسی
بیگناه, معصوم, بی اطلاع از بهترین ترجمه های "guiltless" به فارسی هستند.
guiltless
adjective
دستور زبان
Free from guilt; innocent. [..]
-
بیگناه
adjective noun -
معصوم
-
بی اطلاع از
-
بی گناه
that Roberta, if not Miss X, was not entirely guiltless in the matter he merely gazed at her deeply moved.
ربرتا، گیریم که نه دوشیزه ایکس، در این قضیه به کلی بی گناه نبوده است آقای فرماندار صرفا با تأثری عمیق نگاهش میکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guiltless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "guiltless" با ترجمه به فارسی
-
برائت · بی تقصیری · بیگناهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن