ترجمه "guilty" به فارسی
گناهکار, مقصر, مجرم بهترین ترجمه های "guilty" به فارسی هستند.
Responsible for a dishonest act. [..]
-
گناهکار
adjectivejudged to have committed a crime [..]
A guilty conscience needs no accuser.
یک وجدان گناهکار به سرزنش دیگران محتاج نیست.
-
مقصر
adjectiveAnd Mitka is not guilty and had no share in it.
میتکا مقصر نیست و در هیچ کاری شرکت نداشت.
-
مجرم
adjectiveIf I was guilty and wanted to beat that machine, it wouldn't be hard.
اگر من مجرم بودم و مي خواستم اون دستگاه رو مغلوب کنم ، برايم کار سختي نبود.
-
ترجمه های کمتر
- گناهكار
- بزهکار
- گناهکارانه
- تقصیرکار
- شرمگین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guilty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Guilty (Desperate Housewives)
"Guilty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Guilty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "guilty" با ترجمه به فارسی
-
)هانگیب ای( ندرمش راکهانگ
-
تقصیر · گناه
-
بزهکاری · تقصیر · جرم · مجرمیت · محکومیت · گناه · گناهکاری
-
درست حدس زدید