ترجمه "gulch" به فارسی
آبکند, تنگرود, قنات بهترین ترجمه های "gulch" به فارسی هستند.
gulch
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) To swallow greedily; to gulp down. [..]
-
آبکند
The head stockmans house stood on piles some thirty feet above a narrow gulch fringed with tall
خانهی سر گلهدار در حدوده ده متر بالای آبکند باریکی بر ستونهایی قرار داشت
-
تنگرود
-
قنات
noun
-
ترجمه های کمتر
- پرتگاه
- (زمین شناسی) فرکند
- تنگ دره
- دره تنگ
- دره ژرف و تنگ
- رودخانه ی تنگ و ژرف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gulch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن