ترجمه "gulf" به فارسی

خلیج, شاخاب, ورطه بهترین ترجمه های "gulf" به فارسی هستند.

gulf noun دستور زبان

(obsolete) That which swallows; the gullet. w:William Shakespeare [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیج

    noun

    geography [..]

    Iranian people strongly believe in the Persian character of the Persian Gulf.

    مردم ایران به شدت به ماهیت پارسی خلیج فارس باور دارند.

  • شاخاب

    geography

  • ورطه

    No one knows that this man is a gulf.

    کسی نمیداند که این مرد یک ورطه بیکران است.

  • ترجمه های کمتر

    • مغاک
    • گرداب
    • پرتگاه
    • آبچرخه
    • فراگرفتن
    • بلعیدن
    • بحر
    • قطع
    • خور
    • احاطه کردن
    • دریا شاخ
    • زمین شکاف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gulf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gulf
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخاب

    اسم مکان

    The two lips of a human being considered as a whole. [..]

    Persian gulf

    خلیج فارس ؛ پارسه ایران

  • شاخاب ؛ آب مکان

  • شاخاب آب مکان

    Of food, that has been prepared by cooking.

  • شاخاب- خلیج

    مثل خلیج فارس آب و بندر و راه به آب های دیگر دارد و گاهي راه آبي تجارت و سفر می شود

تصاویر با "gulf"

عباراتی شبیه به "gulf" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gulf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه