ترجمه "gulping" به فارسی

بلع, جرعه, قورت بهترین ترجمه های "gulping" به فارسی هستند.

gulping noun verb دستور زبان

Present participle of gulp. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلع

    noun
  • جرعه

    noun

    At the first gulp, he spat it out again, cursing.

    به اولین جرعه که سرکشید ناسزاگویان بیرونش ریخت.

  • قورت

    noun

    There was a moment of hushed silence, in which Trevor gulped;

    لحظهای سکوت حکمفرما شد و ترهور معجون را قورت داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gulping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gulping" با ترجمه به فارسی

  • (برای جلوگیری از گریه یا بروز احساسات) آب دهان قورت دادن · (مجازی) نهفتن · اوباشتن · بغض کردن · بلع · بلعیدن · بنگش · بنگشیدن · جرعه · سر کشیدن · غورت · فرو دادن (بردن) · قلپ · قورت · قورت دادن · لقمه · هلف هلف خوردن · پنهان کردن
  • خون دل خوردن، در خود فروخوردن چیزی، در خود ریختن احساسات و بروز ندادن
اضافه کردن

ترجمه های "gulping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه