ترجمه "gulp" به فارسی
بلع, قورت دادن, قورت بهترین ترجمه های "gulp" به فارسی هستند.
gulp
verb
noun
interjection
دستور زبان
The usual amount swallowed. [..]
-
بلع
noun -
قورت دادن
verbnow im a fulltime mom. gulp double gulp
حالا من يک مادر تمام وقت هستم ، گالب صداي قورت دادن آب دهن دو بار قورت بده
-
قورت
nounThere was a moment of hushed silence, in which Trevor gulped;
لحظهای سکوت حکمفرما شد و ترهور معجون را قورت داد.
-
ترجمه های کمتر
- جرعه
- لقمه
- قلپ
- غورت
- اوباشتن
- بنگش
- بنگشیدن
- بلعیدن
- (برای جلوگیری از گریه یا بروز احساسات) آب دهان قورت دادن
- (مجازی) نهفتن
- بغض کردن
- سر کشیدن
- فرو دادن (بردن)
- هلف هلف خوردن
- پنهان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gulp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gulp"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن