ترجمه "gully" به فارسی

آبکند, آبراهه, بارانکا بهترین ترجمه های "gully" به فارسی هستند.

gully verb noun دستور زبان

a trench, ravine or narrow channel which was worn by water flow, especially on a hillside. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبکند

    Gillan Creek,which ran in the gully beside the head stockmans house

    نهر گیلان که در آبکند کنار خانهی سر گلهدار جاری میشد،

  • آبراهه

  • بارانکا

    landform created by running water

  • ترجمه های کمتر

    • تکاب
    • کال
    • خنجر
    • (انگلیس) چاقوی بزرگ
    • (در اثر سیلاب و فرسایش) کندن
    • تنگ دره
    • تنگ دره ایجاد کردن
    • دره ی باریک و ژرف (که در اثر سیلاب ایجاد شده)
    • زهکش آب تاخت
    • سیلاب دره
    • سیلاب کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gully " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gully"

عباراتی شبیه به "gully" با ترجمه به فارسی

  • فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسایش آبی · فرسایش ناشي از باران
اضافه کردن

ترجمه های "gully" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه