ترجمه "gullible" به فارسی
زودباور, هالو, احمق بهترین ترجمه های "gullible" به فارسی هستند.
gullible
adjective
دستور زبان
Easily deceived or duped; naïve, easily cheated or fooled. [..]
-
زودباور
When we read sensational news items, remember that love is not unduly suspicious; nor is it naive or gullible.
وقتی خبری پرسروصدا میخوانیم، باید به خاطر داشته باشیم که محبت نه سادهلوح و زودباور است و نه بیش از حد شکاک و بدگمان.
-
هالو
nounI'm not that gullible.
من آن قدر هالو نیستم.
-
احمق
noun
-
ترجمه های کمتر
- خر
- زود فریب
- ساده دل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gullible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gullible" با ترجمه به فارسی
-
زود باوری · ساده لوحی · گول خوری
-
زود باوری · ساده لوحی · گول خوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن