ترجمه "guts" به فارسی
روده, rude, ابتکار بهترین ترجمه های "guts" به فارسی هستند.
guts
verb
noun
دستور زبان
Plural form of gut. [..]
-
روده
nounI flash back to Gret's face after the rat guts prank.
یک لحظه قیافه گرت، بعد از شوخی خرکی دل و روده موش، پیش چشمم ظاهر میشود.
-
rude
-
ابتکار
noun
-
ترجمه های کمتر
- استحکام
- ریگ
- سنگریزه
- شن
- ماسه سنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guts " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "guts" با ترجمه به فارسی
-
کس
-
خالیسازی شکم
-
(جراحی)نخ بخیه · (عامیانه - جمع) اصلی · (عامیانه - جمع) دل و جرات · (کالبد شناسی) احشا · آتش گرفتن درون ساختمان (به طوری که فقط نمای خارجی آن سالم بماند) 0 · آسان · اساسی 1 · اندرونه · باریک آب · تنگ آبراه · تنگ رود · تنگه · درونی · دستگاه گوارش · دل و روده · دل و روده را در آوردن · روده · ریسمان محکم ابریشمی · زه · زه (که از روده ی حیوان می سازند) · زور · ساده · شکم دریدن · طاقت · مبرم · پایداری · پیله ی ابریشم · ژرف · کاتگوت
-
حس درونی
-
بخشی از دستگاه گوارش که به واسطه ی بیماری یا جراحی مسدود شده باشد · رجوع شود به cecum · روده کور
-
(جراحی)نخ بخیه · (عامیانه - جمع) اصلی · (عامیانه - جمع) دل و جرات · (کالبد شناسی) احشا · آتش گرفتن درون ساختمان (به طوری که فقط نمای خارجی آن سالم بماند) 0 · آسان · اساسی 1 · اندرونه · باریک آب · تنگ آبراه · تنگ رود · تنگه · درونی · دستگاه گوارش · دل و روده · دل و روده را در آوردن · روده · ریسمان محکم ابریشمی · زه · زه (که از روده ی حیوان می سازند) · زور · ساده · شکم دریدن · طاقت · مبرم · پایداری · پیله ی ابریشم · ژرف · کاتگوت
-
(جراحی)نخ بخیه · (عامیانه - جمع) اصلی · (عامیانه - جمع) دل و جرات · (کالبد شناسی) احشا · آتش گرفتن درون ساختمان (به طوری که فقط نمای خارجی آن سالم بماند) 0 · آسان · اساسی 1 · اندرونه · باریک آب · تنگ آبراه · تنگ رود · تنگه · درونی · دستگاه گوارش · دل و روده · دل و روده را در آوردن · روده · ریسمان محکم ابریشمی · زه · زه (که از روده ی حیوان می سازند) · زور · ساده · شکم دریدن · طاقت · مبرم · پایداری · پیله ی ابریشم · ژرف · کاتگوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن