ترجمه "guttural" به فارسی

گلویی, حلقی, گلوخیز بهترین ترجمه های "guttural" به فارسی هستند.

guttural adjective noun دستور زبان

Sounding harsh and throaty. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلویی

    adjective
  • حلقی

    Ten paces from her former place a grouse rose with a guttural cry and the peculiar round sound of its wings.

    ده گام دورتر از جای قبلی لاسکا، نوک درازی با فریادی حلقی پر گرفت و بالهایش صدای میان تهی خاص نوک دراز داد

  • گلوخیز

  • ترجمه های کمتر

    • توگلوئی
    • پسکامی
    • (اصوات) تولید شده در حلق
    • آوای بیخ زبانی
    • آوای گلوخیز
    • ناشی از بیخ زبان و سقف دهان (مثل حرف ((گ)) درفارسی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guttural " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "guttural" با ترجمه به فارسی

  • ازحلق · ازگلو
  • به صورت گلویی (یاحلقی) ادا کردن · حلقی کردن (اصوات)
اضافه کردن

ترجمه های "guttural" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه