ترجمه "gymnastical" به فارسی

ورزش, ورزشی, تمرین بهترین ترجمه های "gymnastical" به فارسی هستند.

gymnastical adjective دستور زبان

Alternative form of [i]gymnastic[/i]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزش

    noun

    The pleasure of singing so potent in Germany was in some sort a pleasure of vocal gymnastics.

    لذت آواز خواندن که در آلمان چندان قوی مینمود، همان خرسندی حاصل از ورزش حنجره بود

  • ورزشی

    adjective

    As he ran with the children, he taught them gymnastic feats,

    با بچه ها میدوید و به آنان حرکات ورزشی می آموخت

  • تمرین

    noun

    What, are you trying out for the gymnastics team?

    چیه ، داری واسه تیم ژیمناستیک تمرین میکنی ؟

  • زورخانه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gymnastical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gymnastical" با ترجمه به فارسی

  • ازراه ورزش · ازلحاظ ورزش
  • قهرمان ژیمناستیک · ورزشکار · ورزشکار ژیمناستیک · ژیمناست
  • ژیمناستیک هنری
  • ژیمناست هنری
  • وابسته به ورزش های ژیمناستیک (مثل پارالل و بارفیکس و ورزش های نرمشی) · ورزشکار · ورزشی · ژیمناستیک
  • ورزش
  • ژیمناستیک آکروباتیک
  • علم ورزش های نرمشی · ورزش · ورزش های ژیمناستیک (شامل اکروباتیک و پارالل و بارفیکس و غیره) · ژیمناستیک
اضافه کردن

ترجمه های "gymnastical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه