ترجمه "hack" به فارسی
نفوذ کردن, هک کردن, یابو بهترین ترجمه های "hack" به فارسی هستند.
hack
verb
noun
دستور زبان
(slang, military) Time check. [..]
-
نفوذ کردن
to gain illegal access to a computer network
This says the computer that hacked into the museum is located in Rome.
کامپيوتري که به سيستم امنيتي موزه نفوذ کرده تو رم بوده
-
هک کردن
to gain illegal access to a computer network
Hope my dad understands when he finds out I hacked his computer.
اميدوارم بابام وقتي بفهمه کامپيوترش رو هک کردم از کوره در نره.
-
یابو
to be sure I have no hack
زیرا گرچه راست است که یابو ندارم
-
ترجمه های کمتر
- برش
- (کامپیوتر) دزدی کامپیوتری کردن
- سرقت داده ها
- سرقت کردن اطلاعات
- ورود غیرمجازسیستم
- تاکسی
- مزدور
- تبر
- هرکاره
- بریدن
- تبرچه
- قلمبگی
- عیبجو
- خودروی
- فاحشه
- کارد
- شکاف
- ضربت
- (احزاب و سیاست) آدم خود فروش
- (اسب و کالسکه و غیره) کرایه کردن
- (اسباب بریدن یا قطع کردن با ضربه) تیشه
- (امریکا - خودمانی) انجام دادن (با موفقیت)
- (انگلیس) اسب سواری کردن 1
- (با ساطور یا تیشه و غیره) ضربه
- (بازدن ضربه های پیاپی با کارد یا ساطور یا تیشه و غیره) ناصاف بریده شدن یا کردن
- (باکامیابی) پرداختن (به کاری)
- (برای خر کاری یا نگارش سفارشی) اجیر کردن
- (برش ناصاف یا برجستگی که در اثر ضربه زدن با کارد و غیره ایجاد شده) بریدگی (ناصاف)
- (بسکتبال) با دست یا آرنج به دست حریف حامل توپ زدن (که خطا است)
- (در اثر کثرت استعمال) مندرس کردن
- (راگبی و فوتبال) لگد زدن (که خطا است)
- (عامیانه) تاکسی
- (عامیانه) تاکسیرانی کردن
- (مثلا با بیل یا کج بیل یا کلنگ) زمین را کندن یا شخم کردن
- اسب زهوار دررفته
- اسب سواری و باری
- اسب هرکاره
- اسب وامانده
- اسب کرایه ای
- تک سرفه
- تک سرفه زدن
- راننده ی تاکسی یا کالسکه ی کرایه ای
- ساطور (و غیره) 0
- ساطور زدن
- سرفه ی خشک و نخراشیده کردن
- شقه 1
- قطع شدن
- قطع کردن (به طور ناصاف)
- مزدور کردن
- نق نقو
- نویسنده ی اجیر و بد
- نویسنده ی خرکار
- نویسنده ی قلم فروش
- پستی و بلندی و زبری
- کالسکه ی کرایه ای
- کهنه کردن 0
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hack " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hack" با ترجمه به فارسی
-
هک اند اسلش
-
کت اسب سواری · کت سوارکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن